تبليغاتX
 *** وخداوند عشق را آفرید***

در مسلک ما رسم فراموشی نیست
تاريخ: شنبه هفدهم شهریور 1386 ساعت :19:35

 در مسلک ما رسم فراموشی نیست

الا يا ايها الساقي ادر کاسا و ناولها
که عشق آسان نمود اول ولي افتاد مشکل‌ها

به بوي نافه‌اي کاخر صبا زان طره بگشايد
ز تاب جعد مشکينش چه خون افتاد در دل‌ها

مرا در منزل جانان چه امن عيش چون هر دم
جرس فرياد مي‌دارد که بربنديد محمل‌ها

به مي سجاده رنگين کن گرت پير مغان گويد
که سالک بي‌خبر نبود ز راه و رسم منزل‌ها

شب تاريک و بيم موج و گردابي چنين هايل
کجا دانند حال ما سبکباران ساحل‌ها

همه کارم ز خود کامي به بدنامي کشيد آخر
نهان کي ماند آن رازي کز او سازند محفل‌ها

حضوري گر همي‌خواهي از او غايب مشو حافظ
متي ما تلق من تهوي دع الدنيا و اهملها


خدايا:


    اگر تنها ترين تنها شوم بازتو تکيه گاه من هستي ،تو جانشين تمام  داشتن ها ونداشتن هاي من  ، از دست داده هاي من ، گيرنده همه حق هاي ضايع شده ام هستي ،


با تو من دارا ترينم و بي تو فقير ترين

در مسلک ما رسم فراموشی نیست

 

نوشته شده توسط تنها عاشق در سکوت سایه ها | موضوع: | لينک ثابت |
   طراح زيبا ترين قالب هاي بلاگفا : احمد ترنجي