تبليغاتX
 *** وخداوند عشق را آفرید***

عشق یعنی
تاريخ: چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386 ساعت :23:29

عشق يعنی هر چه داری نيم کن

عشق يعنی خاطرات بی غبار
دفتری از شعر و از عطر بهار

عشق يعنی يك تمنا، يك نياز
زمزمه از عاشقی
 با سوز و ساز

عشق يعنی چشم خيس مست او
زير باران دست تو در دست او

عشق يعنی ملتهب از يك نگاه
غرق در گلبوسه تا وقت پگاه

عشق يعنی عطر خجلت... شور عشق
گرمی دست تو در آغوش عشق

عشق يعنی «بی تو هرگز ... پس بمان»
تا سحر از عاشقی با او بخوان

عشق يعنی هر چه داری نيم كن
از برايش قلب خود تقديم كن

نوشته شده توسط تنها عاشق در سکوت سایه ها | موضوع: | لينک ثابت |
خدايا گر تو ...
تاريخ: چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386 ساعت :22:55
خدايا گر تو درد عاشقی را می کشيدی
توهم زهر جدايی روبه تلخی می چشيدی

           اگر چون من به مرگ آرزوها ميرسيدی
          پشيمون ميشدی ازاينکه عشق رو آفريدی 

بگو هرگز سفر کردی سفر با چشم تر کردی
کسی را بدرقه با اشک تو با خون جگرکردی

ز شهر آرزوهايت به ناکامی گذر کردی
گل اميد تو پرپر به خاک رهگذر کردی

 

نوشته شده توسط تنها عاشق در سکوت سایه ها | موضوع: | لينک ثابت |
بار خدایا
تاريخ: چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386 ساعت :20:8

                                                    هو المعشوق

بار خدایا : 

اگر می خواهی چشمان مرا بگیر اما چشمان قلبم را بینا تر کن.
اگر می خواهی گوش مرا بگیر اما گوش قلبم را شنواتر کن. 

 اگر می خواهی زبان مرا بگیر اما زبان قلبم را رساتر کن.
اگر می خواهی صورت زیبا را از من بگیر اما سیرتم را زیبا تر گردان.

بار خدایا:

به من قلبی عطا کن که حسادت، بخل، کینه...  نسبت به معشوق به خودش راه ندهد.
مرا با قلبم عاشق کن نه با چشم نه با گوش و نه با زبان..... 

بار خدایا: 

 مگذار که گرفتار احساسات زودگذر شوم و بند شهوت مرا به اسارت خود در آورد...
مگذار از روی جهل و نادانی ام نام هوس را عشق بگذارم...
مگذار دچار تنوع طلبی و زیاده خواهی شوم...

بار خدایا:

اگر زمانی عشق ،  مرا لگد کوب می کند و به آن خیانت می شود مرا عاشق مگردان...

بار خدایا:

آن هنگام که عاشق شدم...دچار روزمره گی نشوم... و عادت و وابستگی جایش را به عشق ندهد... و غبار کهنگی آن را کم رنگ نکند.... و قلب من خسته از پاکروبی اش.....

بار خدایا:

من نه یک روز بلکه هر ثانیه بدانم که عاشقم و عشق بورزم...بدانم که عشق ورزیدن زمان ندارد....

بار خدایا:

در عاشقی به من آن ده که آن به.....

بار خدایا:

 همچون روز عشاق حقیقی که پاکترین روز است با پاکترین احساسم با قلبی رنجیده از...آرزو می کنم که :
عاشق شوم ، نه عشق زمینی ، عشق آسمونی ....

        بار خدایا

                                                                    ( آمین)

نوشته شده توسط تنها عاشق در سکوت سایه ها | موضوع: | لينک ثابت |
خانه ی دوست کجاست؟؟؟
تاريخ: سه شنبه سی ام مرداد 1386 ساعت :19:2

***خانه ی دوست کجاست؟***

 در فلق بود که پرسید سوار

آسمان مکثی کرد.

رهگذر شاخه ی نوری که به لب داشت

به تاریکی شنها بخشید

و به انگشت نشان داد سپیداری و گفت:

نرسیده به درخت ٬

کوچه باغیست که از خواب خدا سبزتر است

و در آن عشق به اندازه ی پرهای صداقت آبیست .

میروی تا ته آن کوچه که از پشت بلوغ

سر به در می آرد.

پس به سمت گل تنهایی می پیچی .

دو قدم مانده به گل٬

پای فواره ی جاوید اساطیر زمان می مانی

و تو را ترسی شفاف فرا می گیرد.

در صمیمیت سیال فضا

خش خشی می شنوی .

کودکی می بینی ٬

رفته از کاج بلندی بالا ٬

جوجه بردارد از لانه ی نور

و از او می پرسی :

خانه ی دوست کجاست ؟


(( سهراب ))

  خانه ی دوست کجاست؟؟؟؟

 

نوشته شده توسط تنها عاشق در سکوت سایه ها | موضوع: | لينک ثابت |
عاشق ترین عاشق..............
تاريخ: دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386 ساعت :14:1
            
نوشته شده توسط تنها عاشق در سکوت سایه ها | موضوع: | لينک ثابت |
   طراح زيبا ترين قالب هاي بلاگفا : احمد ترنجي