تبليغاتX
 *** وخداوند عشق را آفرید***

توعشقم را نفهمیدی
تاريخ: یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385 ساعت :13:36

توعشقم را نفهمیدی

به دیدارم بیا ای ها که من در بند پاییزم
مرا همخانه کن با خویش که از عشق تولبریزم
از این شبهای تکراری ببر من را به بیداری
رفیق فصل دلتنگی تو از دردم خبر داری
همیشه وقت تنهایی تویارو یاورم هستی
تو حرف اولم بودی توحرف آخرم هستی
توحرف آخرم هستی

پرواز من به سوی تو هجرت این ترانه نیست
دوست دارم دوست دارم حرف دل بهانه نیست
حرف دل بهانه نیست
پرواز من به سوی تو هجرت این ترانه نیست
دوست دارم دوست دارم حرف دل بهانه نیست
حرف دل بهانه نیست

به دیدارم بیا ای یار مرا لبریز خواستن کن
اگر میل سفر داری تو با من عزم رفتن کن
منو پر کن پر از خوابی که با تو دیدنی باشه
پرم کن پر ز آن عشقی که عاشق شدنی باشه
نگاهم را تو فهمیدی سکوتم راتو می شنیدی
ولی افسوس و صد افسوس که حالم را نپرسیدی

تو از حال من عاشق پریشانی و ترسیدس
ولی این را بدان هرگز توعشقم را نفهمیدی
توعشقم را نفهمیدی

به خدا خیلی دوستت دارم

نوشته شده توسط تنها عاشق در سکوت سایه ها | موضوع: | لينک ثابت |
   طراح زيبا ترين قالب هاي بلاگفا : احمد ترنجي